تبليغاتX
گروه "شما"

گروه "شما"

مناجات نامه

الهي!

كمك كن تا مانند «برنامه ريزي براي اوقات فراغت» خيلي دير به يادت نيفتيم.

كاش لحظه اي اوقات فراغت از تو نداشته باشيم.

الهي!

نرخ جريمه هاي رانندگي زياد شد؛

مبادا جريمه ي تخلّفات زندگي را سنگين كني.

الهي!

آن هنگام كه رحمت و كرمت جاري تر و فراوان تر است؛
كاش مايحتاج سفره هاي افطار و سحر هم به همين فراواني و ارزاني بود!

الهي!

گه گاهي كه شيطان روي خطوط ارتباطي ام با تو پارازيت مي فرستد،

تو صفحه ي بندگي ام را فيلتر نكن!

الهي!

مي خواهم ساكن بهشت تو باشم؛

بي دغدغه ي اجاره بها و بي وعده ي 1000متر زمين اهدايي!

الهي!

احساس مي كنم در ماه رمضان به تو خيلي نزديك شدم.

«فطر» بهترين پاداش است براي من؛كمكم كن تا هميشه كنارت باشم و به «دوركاري» نروم.

الهي!

تا «بهشت» تو را نمي دانم امّا با وضعيّت خودروهاي داخلي و كيسه ي هوا نداشتنشان؛پنج كيلومتر تا بهشت(رضا) بيشتر راه نيست!

الهي!

صداقتي «فرنود»وار به همه ي ما عطا كن.



*منتشر شده در سه شماره ي اخير ماهنامه ي سراسري طنز و كاريكاتور «ستون آزاد»

آي با كلاه


+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 18:36  توسط شما  | 

فرق ها!

-         فرق آدم با بادکنک چیه؟!

اگه به بادکنک سوزن بزنیم بادش خالی میشه، ولی اگه به آدم سوزن بزنیم باد میکنه!

 -         فرق مرد با وام چیه؟!

وام رو اول بدبخت میشی بعد میگری، ولی مرد و اول میگیری بعد بدبخت میشی!

 -         فرق این دولت با دولت های قبلی!

دولت های قبلی به اندازه وزارتخانه ها وزیر انتخاب می کردند، ولی این دولت به اندازه وزیرها وزارتخانه می سازه!

 -         فرق دوا با سرما چیه؟!

سرما رو اول می خوری بعد مریض میشی، ولی دوا رو اول مریض میشی بعد می خوری!

 -         فرق کفش با پنیر چیه؟

هیچ فرقی با هم ندارند! جفتشون رو از قالب در میارن و به مردم قالب می کنند!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 2:52  توسط شما  | 

دوستان آشنايان و همكاران محترم!


به دلايل چندين و چند گانه از جمله :تاهل و ازدواج و عروسي و مبارك باد،سراسري شدن ماهنامه طنز و كاريكاتور ستون آزاد و همچنين شلوغ شدن سر اعضاي گروه شما و نداشتن فرصت سر خاراندن قادر به آپديت شدن نبوديم! امّا شما همچنان منتظر "شما" باشيد!


Coming Soon

...


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 15:31  توسط شما  | 

 

به زودی در این محل یک مطلب نصب خواهد شد!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 13:36  توسط شما  | 

گزارش 5

با عرض سلام خدمت شما بینندگان عزیز برنامه ی گزارش 5؛

درحالیکه مشاهده می کنین هنوز اورژانس و آتشنشانی و حتی پلیس به محل حادثه نرسیدن ما اومدیم اینجا تا برای شما، بله شما بینندگان عزیز برنامه تهیه کنیم و اینجا جا داره که من از طرف خودم و سایر همکارانم از شما عزیزان که همیشه ما رو اولین انتخاب خودتون قرار میدین تشکر کنم!

 بله بینندگان عزیز همانطور که شما به علت ازدحام زیاد جمعیت دوربین ندی... یعنی دوربین دوست، نمی تونین مشاهده کنین باز هم ما شاهد یک تصادف خفن هستیم که ظاهراً علت وقوع اون هم سرعت غیرمجازه راننده در یک جاده ی خاکی خارج شهره. ولی برای روشن تر شدن زوایای پنهان حادثه من از این شاهدان فو... یعنی کنجکاو عینی می خوام که مشاهدات خودشونو با ما و شما درمیون بزارن. اینجا یه برادر هست  که داره بال بال میزنه تا صحبت کنه، پس تا ایشون به آسمون نرفته من ازشون می خوام که برای ما توضیح بدن که چه اتفاقی رخ داده؟

- مُو مُخواستُم بپُرسُم اینجه چه خبر رفته؟! کوپن ها اعلام رِفته؟

نخیر نِرِفته! یعنی نشده!

 یه نفر دیگه رو اینجا میبینم که خیلی غمگینه، گویا از بستگان متوفیه! چی؟! همکارانم اشاره می کنن مثکه مرحوم هنوز متوفی نشده! خب حالا چه فرقی می کنه بالاخره که میشه!  به جای این حرفا بهتره بریم از این برادرمون بپرسیم دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

- همش تقصیر مُو یعنی من بود!

تقصیر شما برای چی؟  مگه شما پشت فرمون بودین؟! شایدم شما پریدین جلوی این ماشین ؟! بینندگان عزیز با ما باشین که برنامه ی ما هر لحظه داره جذاب تر میشه!

- مُو یعنی من یک صدای بوق بوق بوق شنیدُم (همی که خارجیا بهش مِگن آلارم)، ولی تا آمدُم ای شماره ها رِ وارد کامپیوتر کُنُم وقت خُلاص رفت و ای آقا با مخ رفت تو دیفال! بری همی وجدانُم ناجور درد گِرِفته!

برادر شما مثکه زیاد سریال  lost  نگاه می کنی! حیف وقت با ارزشت نیست که صرف دیدن چنین سریال های مزخرفی می کنی؟! باز اگه آخرش جک و کیت به هم می رسیدن یه چیزی!

بینندگان من اینجا  یه نفر دیگه رو می بینم که هنوز تو شوک این حادثه ی دلخراشه! چون کمکان داره با چشمان باز و حیرت زده به صحنه ی تصادف نگاه میکنه! برادر میشه ما رو هم از عمق این فاجعه که اینچنین شما رو دگرگون کرده با خبر کنین؟!

- راستش آقا دولَخ همه جا و علی الخصوص چشم ما رِ گرفتو مُو هیچی ندیدُم! ای چشمامم که می بینی ایجور رِفته  بِرِی ایِ که توش پرخاک رفته و بسته نِمِره، قربون دستت یک فوت توش بکنی ردیف مِره!

نخیر! مثکه از این تماشاچیان هیچ اطلاعاتی نمیشه گرفت! بهتره بریم سراغ خود مرحوم حادثه دیده که هنوز توی ماشینشه؛ برادر خودت بگو چی شد؟!

- آخ! آی ی! وای ی! یکی به دادم برسه!

صبر و تحمل هم خوب چیزیه! یکم آروم بگیر تا گروه نجات بیان و نجاتت بدن دیگه!

بله بله! مثکه برادرای زحمت کش نیروی انتظامی هم رسیدن، میریم سراغشون تا یه صحبتی هم با اونا داشته باشیم، خسته نباشین برادر! به نظر شما علت این حادثه چی بوده؟

- سرعت غیرمجاز! امروزه همه ی تصادفات به علت سرعت غیرمجازه! چه هواپیما، چه قطار و چه ماشین! من داشتم برنامه ی شما رو گوش می کردم شنیدم که یکی از شاهدان می گفت سرعت ماشین به قدری زیاد بوده که صدای آلارم اون دراومده! آخر و عاقبت تند رفتن همینه دیگه! من هم اینجا جا داره به تمامیه بینندگان خوب شما بگم که: نرین آقا! تند نرین! تندروی اصلاً چیزه خوبی نیست!

شما حالا تا اومدن اورژانس می خواین چکار کنین؟

- از اورژانس به ما خبر دادن که به علت ترافیک نمی تونن بیان اینجا! بنابراین ما این ماشین رو با جرثقیل به پارکینگ انتقال میدیم و همونجا هم به حال بیمار رسیدگی میشه!

خب خداروشکر که این حادثه هم با خوبی و خوشی به پایان رسید! باز هم منتظر برنامه های خوب ما باشین و ما هم منتظر تماسهای شما هستیم؛ تا برنامه ی آینده و حادثه ی آینده شما رو به خدا می سپارم!

چاپ شده در صفحه طنزیم روزنامه شهرآرا

توسط: آپاستروف

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 1:18  توسط شما  |