کا ری کلما تو ر
همیشه لباسهایش چروک بود چون روزگار با او خوب تا نمی کرد.
گل قالی تنها گلی است که با پایمال شدن پژمرده نمی شود.
شکوفه های سفید سرش را پوشانده بودند ولی می گفتند:درخت جوان شده است.
ترازو دندان طمعش را کشيده است.
پررو بود اما نديدم كه ماليات بدهد.
کسی نمی تواند سايه ی آفتاب را با تير بزند.
میز قاضی توسری خورترین چیزی است که تا به حال دیده ام.
وقتي سواد آسمان نم مي كشد،باران مي بارد.
لباس خجالتي آب مي رود.
در مناطقي كه روي گسل زلزله قرار دارند خربزه فراوان است.
زنبورهاي عسل همواره در ماه عسل به سر مي برند.
با اينكه غمباد گرفته بودم ولي اضافه وزن نداشتم.
گل آفتابگردان از بس به دنبال خورشيد چرخيد به درد گردن دچار شد.
دندان مصنوعي را در آب مي گذارند و گل مصنوعي را نه.
هنگام پخش موسيقي دلنواز باران، رعدوبرق پارازيت مي دهد.
"چاپ شده و نشده در شماره ی ۴۱ ماهنامه ی طنز و کاریکاتور ستون آزاد"
آی باکلاه
